بوداق منشى قزوينى

30

جواهر الأخبار ( فارسى )

شده ، و چنان كه گذشت ، اين اثر يك تاريخ عمومى است و در عهد شاه طهماسب اول نگارش يافته و به نام شاه اسماعيل دوم صفوى خاتمه و اهداء گرديده است . موضوع اين كتاب تاريخى ، حوادث و رويدادهاى مختصر عالم و ايران از ابتداى آفرينش تا سال 984 ه . ق . است ، و مؤلف مطالب كتاب خود را به يك ديباچه و دو مقدمه و يك خاتمه تقسيم كرده است . او در آغاز كتاب ، انگيزهء خود را در تدوين اين اثر چنين شرح مىدهد : « غرض از اين سخن آنكه ، فقير حقير بوداق منشى قزوينى حصل امله و حسن عمله مدتى به گرد سخن مىگشت ، و بر كتب اخبار مىگذشت كه نسخه‌اى تأليف نمايد ، نه مفصّل كه از خواندنش ملال گيرد و نه مجمل كه مدّعايى به حصول نپذيرد . فهم ياران را موافق و ذهن دوستان را لايق باشد . مدتى در اين فكر به سر برد تا آنكه ابواب فيض گشود و همّت محبّان رهنمونى نمود ، اين نسخه اتمام يافت به نوعى كه دل مىخواست ؛ مشتمل بر حالات سلاطين قبل از اسلام و بعد از اسلام ، و بعضى از حالات پيغمبر و حيدر صفدر و اولاد غضنفرش را جهت زينت نسخه ذكر كرد موسوم به « جواهر الاخبار » ؛ زيبنده به نام . . . شاه اسماعيل [ 3 ] [ بن ] شاه طهماسب بن اسماعيل الحيدرى الصفوى . . . » . « 1 » با تأمل در اين عبارات ، پر واضح است كه هدف و انگيزهء بوداق منشى در تأليف اين اثر به دستور سلاطين و شاهزادگان و امراى صفوى نبوده ، بلكه بنابر آرزو و ذوق خويش بدين كار مبادرت ورزيده است . اگر چه كتاب خود را به نام شاه اسماعيل دوم خاتمه بخشيده ، اما در هيچ يك از صفحات كتاب ، نكته‌اى كه بر فرمايشى و يا الزام وى در نگارش آن دلالت كند وجود ندارد . اينكه چرا بوداق منشى ، اثر خود را به نام اسماعيل دوم نام نهاد ، چنين به نظر مىرسد ، براى كسب مقام و اعتبار در دستگاه ديوانى پادشاه جديد بوده است . اگر چه اين رسم زمانه بود كه هر نويسنده و شاعرى براى رشد و ارتقاء و يا دريافت صله ، كتاب خود را به نام سلطان و شاهزاده و يا وزير و اميرى رقم زند ، اما همان‌طور كه قبلا آمد ، بوداق منشى در عصر شاه طهماسب بارها از مقام ديوانى خود عزل شد و بدون شغل و پيشه‌اى در گوشه‌اى افتاد ، و مكرر اموال و اندوخته‌هايش از سوى دولت مصادره گرديد

--> ( 1 ) . جواهر الاخبار ، صص 57 - 58 .